![]() |
![]() |
|
|
همه چیز از همه جا |
|
سلام. من يک هفته ای ميشه برگشتم ...
ولی مگه کارا می ذاره آپ کنم ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 10:12 توسط گوشه گیر |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 16:40 توسط گوشه گیر |
|
|
برگشتم ... بگو از کجا ؟؟؟ از کربلا !!! هنوزم باورش سخته برام ... چه سفری بود ... ايشالا قسمت شما هم بشه ... من که سير و سلوکی کردم واسه خودم ... خيلی عالی بود ... آقا خيلی با محبته ... خيلی مهمون نوازه ... السلام عليک يا حسين ابن اميرالمومنين علی عليه السلام ... السلام عليک يا مظلوم کربلا ... السلام عليک يا اباالفضل العباس ... السلام عليک يا زينب کبری ... و سلام به همه شهيدان کربلا ... قربان مهمون نوازيت آقا ... خيلی خوش گذشت ... برچسبها: کربلا, نجف, سفر, زيارت, کربلايی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 16:58 توسط گوشه گیر |
|
|
دارم می رم سفر ...
يه سفر دور ... يه کشور ديگه ... وقتی برگشتم می گم کجا بودم ... اميدوارم سفر پرباری باشه ... حق نگهدار ... برچسبها: سفر |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 22:45 توسط گوشه گیر |
|
|
نمی دونم ايراد از منه ... !!!؟ به دور و برم که نگاه می کنم همه جا پر از آدمهايی شده که اصغر اصغر می کنن ... بقول عادل خان " اين روزها اصغر ها تو بورسن " ... همه جا صحبت از عرق ملی و افتخار آفرينی در گلدن گلوب و اين چيزاست ... ظاهرا من هم بايد به عنوان يه ايرانی خيلی خوشحال باشم !!! ولی عجيبه که من اصلا همچين حسی ندارم !!! نمی دونم مايه افتخارش کجاست !!!؟ يه بابايی يه فيلمی ساخته که منم ديدمش و خدايی همچين مالی هم نبود ... يه داستان معمولی با بازيگرهای معمولی و همه چيز معمولی ... حالا روی حساب يه سری لج بازی ها و مسائل سياسی با حکومت ايران ميان به اين فيلم جايزه ميدن ... خب مبارکش باشه ... من که نه فيلم سازم نه بخيل ... اما افتخار ملی اين قضيه کجاست !!!؟ اگه هست چرا من نمی بينم !!!؟ چرا من حسش نمی کنم ... ؟؟؟ خداييش اين قضيه اينقدرها هم که بزرگش میکنن نيست بخدا ... هاليوود سالی 100 تا فيلم ميسازه که خيلی هاشون هم جايزه اسکار و هزارتا جايزه ديگه می برن ... اما من نشنيدم کسی بگه فلان فيلم مثلا مايه افتخار ملی آمريکاست !!! نمی دونم والا !!! شايد مشکل از منه ... ولی بهرحال من اين غرور ملی رو که ميگن زياد حس نمی کنم !!!
برچسبها: گلدن گلوب, اصغر فرهادی, جدایی نادر از سیمین, فيلم, جایزه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 13:9 توسط گوشه گیر |
|
|
آدمها عادت کردن همه چيز رو همين جور حاضر و آماده از مغازه بخرن ... اما چون مغازه ای نيست که دوست معامله کنه ، آدمها موندن بی دوست ... تو اگه يه دوست می خوای ... خب منو اهلی کن ... ... تا حالا شده احساس کنی داری ناديده گرفته می شی ؟ انگار که نامرئی باشی ... انگار هيچکس تو رو نمی بينه !!!؟ حس خوبی نيست راستش ... اصلا حس خوبی نيست ... هرچند من خودم هميشه ترجيح می دم تو سايه باشم ... اما گاهی آدم دلش می خواد ديده بشه ... حتی در حد يه لايک ساده تو فيس بوک !!! ... برچسبها: دلزدگی, خستگی, تنهايی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 20:47 توسط گوشه گیر |
|
|
بازم پاييز ... بازم پاييز هزار رنگ برگ ريز ... انصافا که زيباترين فصل تهران پاييزه ... آخ که چه حالی دارم اين روزها ... پاييز که ميشه برگ درختها که کم کمک زرد و سرخ ميشه انگار يه چيزی تو وجودم بيدار ميشه يه غم کهنه، اما دوست داشتنی ... مثل يه خاطره دور از يک روز خوب با دوستان نمی دونم، اين روزها به آسمون صاف و آبی و خنک که نگاه ميکنم انگار يه چيز دوست داشتنی روی سينه ام سنگينی ميکنه ... حس غريبی دارم ... يه حس زيبا و دوست داشتنی ... اما سنگين ... انصافا که زيباترين فصل تهران پاييزه ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 23:20 توسط گوشه گیر |
|
|
آذرماه ۸۴ بود که اين گوشه دنج رو واسه خودم درست کردم. يه جورايی به اين گوشه دنج پناه آوردم. آخه کسی رو نداشتم که باهاش درد دل کنم. جز خدايی که در اين نزديکيست. تا چشم بهم زدم ۶ سال گذشت. توی ۶ سال گذشته خيليها اومدن و رفتن. خيلی چيزها ديدم و خيلی سختی کشيدم. آخ ...... آخ که چه ۶ سال سختی بود. قد ۶۰ سال گذشت. هرچند هنوز هم تموم نشده. کاش زودتر سختيها تموم بشه. کاش روزهای روشن از راه برسن. کاش ....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 16:9 توسط گوشه گیر |
|
|
اين روزها روزهای تلخی رو می گذرونم هيچ وقت زندگيم به اندازه الان خالی و بيهوده نبوده خيلی تنهام بيشتر از تمام عمرم خيلی بيمار بيشتر از همه روزهای زندگيم خسته ام از اينهمه بيماری و بی پولی و تنهايی فکر نمی کردم يه روز زندگيم اينجوری بشه هميشه سعی کردم جوری زندگی کنم که بعدش افسوس نخورم اما افسوس که نشد ....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 11:19 توسط گوشه گیر |
|
|
و آزادی اين درفش پاره پاره از جور ستمگران هنوز در اوج اهتزاز است چون تندر و برق در برابر باد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 0:37 توسط گوشه گیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
متفکر گوشه گیر |
| پیوندهای روزانه |
|
تبليغات رايگان آگهی آنلاين آرشیو پیوندهای روزانه |
| برچسبها |
|
سفر (2) خستگی (1) جایزه (1) فيلم (1) عيد (1) گلدن گلوب (1) نوروز (1) اصغر فرهادی (1) زيارت (1) تنهايی (1) دلزدگی (1) کربلايی (1) کربلا (1) نجف (1) 1391 (1) جدایی نادر از سیمین (1) |
| پیوندها |
|
سايت آگهی آنلاين باران آری گوی ورطه ها، فریدریش نیچه افسانه، دختر آريا تمام نفسهای من لوزا، دختر آدم سايت تخصصی رايانه دادا فراز |
| تعداد بازديد کننده |
|
|